صفحه ۱۳
نوشته شماره ۸۶
مسادییتیدیدیگصانتینکیددیکس نیننیتدیدیوی ممیمی تتیایایاساساسوس
مسکدبتطویوستدطوثنسرثاسوسدد رایویدسدسد ووینینککستو
دیگربار که همدیگر را که دیدیم، تصور کن اولبار است. شاید اینطوری
کینههامان از بین برود. مثل مادری که طفل گرسنهی دشمنی را در میدان جنگ
.میبیند و شیر میدهد به او، از کنارم نگذر
اصلن هر چه حرف از من شنیدهای فکر کن مثل همین دو جملهی ابتدای این
نوشته است؛ اشتباه، درهم و بیمنظور. اگر هم اینها کافی نیست. در آر دشنه
و شمشیر از نیام و مرا به دشنام شایسته بدار. در دل نگه ندار، غمباد میکنی
.غمدرون. نمیزیبد به تو
از کتاب «صفحه ۱۳» · صفحه 99