صفحه ۱۳
نوشته شماره ۷۱
.چطور میتوانم شعر کسی را دوست داشته باشم که به خودش هم دروغ میگوید
در شعر به دوست دخترش تقدس میدهد و عشق کاملن زمینیاش را به آسمان
میچسباند. انگار نوعی حس گناه به او دست میدهد اگر بخواهد از بانو جان
.گفتن صرفنظر کند
اما مثلن همین دیشب با او خوابیده است. یا هر دم به ساعت در مسنجر سلفی
.تازه دریافت میکند. در شعرش اما رخ یار را در ملکوت اعال جستجو میکند
دیگری را میشناسم از بس که هر شب با دختران مختلف میالسد، موبایلش
داغ میکند و از کار میافتد. اما شعرش از چسنالههای فراق و گلهگذاری از یار
پر است. از شعر نو حرف میزد. اما شعرش از زبان فرهاد نوشته شده است. فکر
میکند عاشق امروز همان موجود ژولیده و بدترکیب افسانهها است که افسار
.فکنده و حاضر است کوه بکند و سر به بیابان نهد
.نه، ابدا! عاشق امروز بیشتر به فکر پول و حجم اینترنت مصرفی خود است
،تو به مصرف نت دیگران کاری نداری، اوکی. ولی الاقل لطفن، استدعا میکنم
از برای خدا، جان هر کسی دوست داری کلمهی «بانو» را دیگر در شعرت استفاده
.نکن که هربار میبینم، گالب به صورت، قی میکنم؛ عُ ق
از کتاب «صفحه ۱۳» · صفحه 84