عشق رحمت‌الله‌علیه

شعر شماره ۱۱

فکر کن آخر دنیاست ساعتی به پایان انگشت بریز در شماره‌ام خالی کن دروغ در گوش‌م هجا هجا از عشق بگو از میل شب به مهتاب عالقه دریا به ساحل از دلبستگی زنبور به گل بگو بگو که.... سی دقیقه به پایان تُندتر ازهمیشه می‌گذرد زمان چیزی نمی‌گویی چیزی بگو/ هر چیز بگذار به گوشم سنجاق کنم حرف‌هایت را تا با خود چیزی برده باشم ده ثانیه به پایان خُ ب بَردار لعنتی شش پنج چهار سه الو؟! نه چیزی نگو «بگذار نفس هامان در هم بپیچد»
از مجموعه «عشق رحمت‌الله‌علیه» · صفحات 21 تا 22