عشق رحمتاللهعلیه
شعر شماره ۰۷
سرهای زیادی روی شانهت فرود میآید
و سرت روی شانههای زیادی
تو عاشق کسان زیادی خواهی شد
و کسانِ زیادی عاشق تو
شاید سرهای زیادی
شانههای زیادی
و عشقهای زیادی به تنهاییات پا بگذارد
اما تو هنوز فکر میکنی
به اولین عشق
به اولین کس
که آیا سرش تنها دمی هوای شانههایت را نمیکند؟!
میدانم دیگر تو نیستی
و این «دوست داشتن» میل احمقانهیست به خودآزاری
اما نگو آدرس اشکهایت را ندارم
و شانههایم را حس نمیکنی
وقتی که شب سر روی بالش میگذاری
هنوز هم فاصلهی ما
همان یک قطره اشک است
تو گریه میکنی صورت من خیس میشود
از مجموعه «عشق رحمتاللهعلیه» · صفحات 14 تا 15