بیندوری و دوزخ
شعر شماره ۵۰
نه مسؤول به تغییر
نه متهم به سکون
پشت لبخندهای ژکوند
با ژست های نمادین
می خواهند حنای خوشبختی به گیسوان جهان بکشند
آنها زبان صلح را بلدند
با تانکها به تفاهم رسیدهاند
که پایشان به هیچ تختخوابی باز نشود
با تفنگها، که از گُل نازکتر نگویند
آنها زبان صلح را بلدند
و میگویند همه چیز خوب خواهد شد
همه چیز خوبِ خوب
59/مصطفا صمدی
به راستی، تو راست میگفتی مادر
ها زبان جنگ را هم بلدندآن
.و خوب کلمه بدیست که معنی خودش را هم ادا نمیکند
از مجموعه «بیندوری و دوزخ» · صفحات 58 تا 59