بین‌دوری و دوزخ

شعر شماره ۳۵

در اتوبوس از هم جدا شدیم در خیابان به هم رسیدیم در خیابان خداحافظی کردیم اتوبوس دوباره به ما سالم کرد ببین! راست گفته‌اند زمین به شکل لجوجانه‌ا‌ی گرد است و هیچ راه دوری وجود ندارد مثلن همین حاال سر بگردانی شعرهایم به آغوشت می‌ریزند و من دوباره عاشقت می‌شوم در همین خیابان .در همین اتوبوس
از مجموعه «بین‌دوری و دوزخ» · صفحه 41