برادریدن

شعر شماره ۲۱

درد از چشم‏‌های من آغاز و دور نمی‌شود از درهای خانه‌ام که دور افتاده از نزدیک از نزدیکی و از نزد نزدیکانم که دورافتاده‌اند و آدرس دردهای مرا گم کرده‌اند غمگینم اما من که خُرد شده‌ای این زندگی‌ام دیگر هیچ پیازی حتا به چشمم نمی‌دهد گریه دوای این درد در کدام داروخانه پیدا کنم خانم دکتر! آدرس دردهای مرا شما بلدین؟
از مجموعه «برادریدن» · صفحات 53 تا 54