صفحه ۱۳
نوشته شماره ۱۵
آدمهای تنها در شهرها زندگی میکنند و هیچچیز به اندازه تنهایی در یک شهر
.شلوغ خطرناک نیست
.شهر تنهاترت میکند، با یک نفر تنهایی، با دو تنها تر، با سه حتا بیشتر
،جمعیت، هولناکی عجیبی دارد. کافیست روی نیمکت ایستگاهی بنشینی
.میبینی اینهمه جمعیت چرا عجله دارند، چرا هیچکس به کسی کاری ندارد
.همه همدیگر را نمی شناسند، همه غریباند، غریبهاند، غرقاند
از کتاب «صفحه ۱۳» · صفحه 24