من هم آدمم

داربست

سر نیست آن‌چه باال نگه داشته‌ای‍ بادکنکی‌ست بر داربست دهن نیست، آن‌چه بازش می‌کنی سوراخی‌ست که سوراخ شده مشت نیست آن‌چه گره کرده‌ای سنگی‌ست که باید به سرت بخورد که پائین بیاندازی‌اش گِل بگیری دهانت را نه، تو مال این حرف‌ها نیستی تفنگ‌ات را بردار به خیابان بریز بگذار که حرف بزند دلش را خالی کند
از مجموعه «من هم آدمم» · صفحه 16