من هم آدمم

عکس

مثل برگ که از شانه‌های درخت بهار افتاده از پشت پلک‌هام گرفته‌ام عصا که باد نکند دست توی جیبم و گذشته را بزنم به نیل که از کجا مانده‌ام من!؟ باز نشسته‌ام ته پارک میخکوبم کرده‌ست کفش‌هایی که راه می‌رود بر عکس کاش پای رفتن‌ات را می‌زد
از مجموعه «من هم آدمم» · صفحه 46