عشق رحمت‌الله‌علیه

شعر شماره ۲۳

دور شد و هر چه دورتر کمتر شدند بوسه‌هاش که باد می‌داد از پنجره و موهاش که می‌دویدند سوی من می‌خواست بماند اما رفت و در خانه‌ای که هنوز پالک‌ش یازده‌ست تنهایم گذاشت پشت این پنجره که بوسه‌اش به‌ جای باد می‌توانست بر گونه‌ام سنجاق شود و در زمانی اشتباه مسیری اشتباه‌تر باز نکند به تنهایی‌ام که بزرگ شده هی بزرگ‌تر
از مجموعه «عشق رحمت‌الله‌علیه» · صفحات 38 تا 39