عشق رحمت‌الله‌علیه

شعر شماره ۱۴

ماه نیستی که آرامم کنی خورشید نه که پنهان شوی تو آنِ منی با دو شیشه بنزین دو گونه باروت آتشی که می‌دودی به تنم با تکه‌ای از چشم‌هات که هدایت می‌شود با سی و چند سرباز رژه می‌روی در گوش‌هام که زیباتر شود «دوستت دارم» بر لبانت
از مجموعه «عشق رحمت‌الله‌علیه» · صفحه 25