بیندوری و دوزخ
شعر شماره ۵۳
از پیراهنت بوی شدید تنهایی میآمد
کردم و من هرچه بیشتر به تو فکر
دکمههایت با منطق محکمتری بسته شدند
با اینحال
میبینی که زندهام
هنوز به تو فکر میکنم
و تو یک روز خواهی دانست
کردن به من فکر
.به هیچ کجایت آسیب نمیزند
از مجموعه «بیندوری و دوزخ» · صفحه 63