بیندوری و دوزخ
شعر شماره ۳۹
چه خوب بود اگر اتفاق میافتاد
وکسی میآمد
به خانه گرمی میداد
برف را از دلهایمان میگرفت
کنارمان مینشست
و هرچه کانالهای تلویزیون را عوض میکرد
موش قهرمان داستان میبود
و هنوز گربه با جدش، پلنگ صورتی به ما میخندید
...راستی، چه خوب بود اگر
از مجموعه «بیندوری و دوزخ» · صفحه 46