بین‌دوری و دوزخ

شعر شماره ۲۰

تق، تق، تق صدای در نیست موسیقی آشپرخانه‌ای‌ست که کف‌گیرش به ته دیگ خورده است تق، تق، تق صدای کف‌گیر نیست صدای در است و مردی، با حکم تخلیه و کت و شلوار که پشتش رژه می‌رود تق، تق، تق صدای در نیست صدای کف‌گیر نیست 25/مصطفا صمدی صدای کفش های مردی‌ست که به پوستت خزیده است به سرت به مغز استخوانت که هی می‌خزد، که هی زخم می‌زند تق، تق، تق صدای در است صدای کف‌گیر است ...صدای مردی
از مجموعه «بین‌دوری و دوزخ» · صفحات 24 تا 25