برادریدن
شعر شماره ۱۸
پوتینهایش را کشید
تفنگ را غالف
که دنیا را نجات دهد
گُم شد تفنگ
پوتین پوسید
دنیا هنوز سربازیست
که هر قدر الی نامه بوسه بکارد
جنگ تمام نمیشود
حتی نمیرسد به خانهای
و مرگ مثل هوا
منتشر میشود در رادیو
که مادر غالف اگر نکند
یادش نمیرود تفنگ
پوتینهایش
از مجموعه «برادریدن» · صفحات 46 تا 47